محمد رضا واليزاده معجزى
236
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
احتياجاتشان را تأمين مىكنند ؛ اگر دولت اين طوايف را از دسترس متمردين خارج سازد آنان ديگر وسيلهاى براى تهيه جا و مكان نداشته و ناگزير تسليم مىشوند . در هرحال سپهبد از مهرماه تا اول زمستان صبر كرد و در زمستان عمليات مهمى را كه در اعلاميه نوشته بود شروع كرد و [ اردوى نظامى را ] براى پشتكوه حركت داد . در اين هنگام كار كدخدا دوستمراد زيد على بالا گرفته و عده كثيرى از ايل بيرانوند به دو پيوسته [ بودند ] و [ او ] حوزه كبيركوه را در اختيار خود گرفته بود . سپهبد اردو را در تعقيب كدخدا دوسته حركت داد و در محل معروف به « نقل » اطراق كرد و بعد از مدتى سپهبد براى مذاكره با متمردين : نصر اللّه خان ، يد اللّه خان ، عليرضا خان و قربان خان سگوند ، كدخدا دوستمراد ، كدخدا امان اللّه و سايرين ، [ گروهى مركب از ] ميرزا محمد خان تيمورى و سيد احمد پسر طاهر معروف 13 و ياور خاضع و سيد روح الدين و سيد خلف و نصير خان سپهوند اخ الزوجه ميرزا محمد خان را نزد خود خواسته و به آنها مأموريت داد كه ميان عشاير رفته و براى آنان سوگند ياد كنند كه سپهبد كمترين نظر سويى دربارهء آنان نداشته ، به جان و مالشان تعرض نخواهد كرد و فقط مىخواهد آنها دست از ياغيگرى و كوهگردى برداشته و در خانه خود مشغول زندگى بشوند . اين جمع دنبال عشاير به پشتكوه حركت و بعد از دو سه روز با آنها تماس پيدا [ كردند ] و شب در محل معروف به « سنگ بهرام كول خرمآباد پشتكوه » باهم به سر بردند و فرداى آن شب نصر اللّه خان كه رياست ياغيان مزبور را به عهده داشت به اتفاق ميانجيگران نامبرده به عنوان نماينده تام الاختيار متمردين نزد سپهبد امير احمدى به اردو آمدند و براى آنها چادرى افراشتند كه به منزله دفتر محرمانه سپهبد امير احمدى بود . بعد از قدرى مذاكرات سرپايى كه در بيرون چادر كردند ، سپهبد داخل چادر شد و نصر اللّه خان را هم به داخل چادر نزد خود فراخواند و اجازه جلوس داده گفت : شما امشب را مهمان منيد . آنگاه خطاب به او گفت : در عالم صفا و صدق [ اين ] مطلب را به من بگوييد كه چرا ياغى مىشويد ؟ نصر اللّه خان در جواب گفت : سال اول ورود قوا به لرستان ، شخص حضرت اجل شيخ على خان و حسين خان و سردار خان و مهر على خان را به دار زديد و ما از حول جان به سمت پشتكوه فرار كرديم . بعد از رفتن شما به تهران امير لشكر حسين آقا خان خزاعى [ كه ] به فرماندهى قواى غرب [ منصوب شدند ] در مقام استمالت و تحبيب ما برآمده ، تأمين داده و قرآن مهر كرده و ما كه هرگز